قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست
با شکوه ترین روز دنیا تولد توست
پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم
نگاهت را قاب می گیرم
در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی می بخشد
امروز روز توست
تولدت مبارک
جای هیچکس را هیچکس دیگر نمی تواند پر کند !
مهربانم تولدت مبارک
عزیزم به اندازه ی وسعت آسمان دوستت دارم
سبدی از گل های یاس و مریم تقدیمت می کنم به خاطر تولد زیبایت
خواستم برایت هدیه بگیرم
گل گفت که مرا بفرست که مظهر زیباییم
برگ گفت که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام
بید گفت که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم
به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگاه قلبم را دیدم
که بهترین چیز در زندگیم هست
گفتم که قلبم را می فرستم چون او خود زیباست مظهرایستادگیست سربه زیر و با نجابتست
تولدت مبارک
چه لطیف است حس آغازی دوباره و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز …
روز میلاد…
روزی که تو آغاز شدی !
تولد مبارک
هرسال وقتی هزاران شهاب به سمت زمین هجوم می آوردن
از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا می خوان خودشونو به زمین برسونن؟
و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که زمینو
با گام های مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه
تولدت مبارک
زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد
و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد
گل یاسمنم تولدت مبارک
بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست
و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت
تولدت مبارک
روزی که متولد شدی خداوند برای من خورشیدی را به زمین فرستاد
تا زندگی ام را گرمی بخشد آن خورشید تو بودی که در آسمان قلب من تا ابد می تابی
تولدت مبارک
هزاران سبد عشق و سپاس را سوار بر بال فرشتگان به سوی خداوند خواهیم فرستاد
تا نشان دهیم همیشه شکر گزارش هستیم که ما را لایق داشتن تو دانست
تولدت مبارک
لحظه تولد تو یکی از به یاد ماندنی ترین لحظه های زندگی ماست
و خنده های پر مهرت هستی بخش محفل مان عاشقانه دوستت داریم
تولدت مبارک
هزاران شعله قرمز برای تو می افروزم
و خود در جشن تولد تو به جای پروانه می سوزم
تا شاید باور کنی صادقانه دوست دارم
تولدت مبارک بهترینم !
با بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ممکن
به روی لطیف ترین گل سرخ برای تو بهترین دنیا می نویسم دوست دارم
تولدت مبارک
هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک !
آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد
آرایش گل های بهار تقدیم تو باد
گویند که عشق هدیه پاک خداست
این هدیه هزار بار تقدیم تو باد
تولدت مبارک عزیزم !
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟
چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی
اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی
تولد مبارک نفسم !
فرشته ها وجود دارن اما بعضی وقتا چون بال ندارن ما بهشون می گیم دوست
تولدت مبارک باشه دوست عزیزم
زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد
و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت
تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد گل
یاسمنم تولدت مبارک
چه لطیف است حس آغازی دوباره
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن !
و چه اندازه شیرین است امروز
روز میلاد روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک
الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی
لپت همیشه قرمز
روی دشمنات زرد
دلت همیشه سبز
تولدت هم مبارک
اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی
اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی
اگه ستاره بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی
روز تولدت مبارک عزیزم
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !
تولدت مبارک
بهترین لحظه
لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم
بعد یه اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته تولدت مبارک !
تمام وجودم را در قلبم
قلبم را در چشمانم
چشمانم را در زبانم خلاصه می کنم
تا بگویم روز تولدت مبارک باد
شکوفه های صورتی فدای مهربونیات
یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای خوبیات
تولدت مبارک عشقم !
نگاهت را قاب می گیرم در پس آن لبخند که به من شور و نشاط زندگی می بخشد
امروز روز توست بهترینم تولدت مبارک
گاو و الاغ و اردک
کبریت و گاز و فندک
جوجه و مرغ و لک لک
تولدت مبارک
عزیزم به اندازه تمام کسانی که نمی شناسم دوستت دارم
و سبدی از گل های یاس و پونه با یه آسمون ستاره تقدیم تو به خاطر تولد زیبایت
پلک جهان می پرید
دلش گواهی میداد
اتفاقی می افتد
و فرشته ای از آسمان فرود آمد
تولدت مبارک
سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم
تولدت مبارک
امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت
قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت
فرشته آسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک . . .
و تو آن شبنم عشقی که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی . . .
دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود
سرشار از عشق و محبت کردی ، نازنیم ، زیباترینم
حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم
تولدت مبارک
تک تک ستاره های عمرت بلند و والا
باقی عمرت ۱۰۰۰ به بالا
امروز روز تولدته عزیزم
عزیزمی ، دوستت دارم به مولا
تمام آدما فدات
خوش به حال مامان و بابات
تو امروز اومدی و ما شدیم کیش و مات
تولـــــــــدتـــــــــ مبـــــــارکــــــــ
حالا برو بخواب که دیر نشه لالات !
تارهای گیتارم را به لرزش در می آورم
تا بارها و بارها به تو بگویم دوستت دارم
بارها این تارها به صدا درمی آیند و میگویم :
تولـــــدت مبارک بهترینم
امروز به هوای تو ، چه خوشحالم
می خواهم بپرم ، چه سود که بی بالم
تو را می خواهم ، نبینمت بد حالم
میگویم تولدت مبارک، نگویم، خدا کند لالم !!
نام قشنگت بر لبانم جاریست
تمام چیزهای دنیا بی تو فانیست
تولدت مبارک عزیزم
روی تو امروز چه نورانیست
امشب که محتاج تو ام جای تو خالی است
فردا که می یایی به سراغم نفسی نیست
بدون که همیشه چشم انتظارم ، بدون که تو خیالتم تنها نیستی
بدون که یه جایی یه کسی همه ی دنیاش تو هستی
اینو بدون که با فاصله ها هرگز کمرنگ نمی شی
عشق یعنی پاک ماندن بسیار
آب ماندن در مسیر انجماد
در حقیقت عشق یعنی سادگی
در کمال برتری ، افتادگی
خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه
امیدوارم همیشه مسلح باشی عشقم !
اگر در معرفت یکتا نبودی دلم بیهوده رسوایت نمی شد
قطره های باران شیشه ها را شست
از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
جان تو را می خواند
رازش چه کس می داند
حوری عشق من
نازش به گل می ماند
در ماهیتابه ی عشقت سوختم ، بی انصاف روغن بریز !
افسار دلم دست خدا بود چنین شد
ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت
گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد ؟
آسمونی یا زمینی هرچی هستی نازنینی
تو قلب کوچک من هنوزم عزیزترینی
تو گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد
شقایق هست تو نیستی ، چه باید کرد ؟
زندگی آنقدر ارزش دارد که به خاطر آن از همه هستی خود مایه بگذاریم
تا قصری باشکوه از مهربانی ، محبت ، عشق و دوستی بنا کنیم
و زندگی آنقدر بی ارزش است که نباید به خاطر آن دلی را بیازاریم
و برای رسیدن به قله های فانی دنیا دست به هر کاری بزنیم
در هر رفتنی رسیدنی نیست
ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
سراغ کلبه ی ما را کسی جز غم نمی گیرد
خوشا روزی که غم گم کند ویرانه ی ما را
هر خاطره زخمیست که من یاد تو باشم
هر یاد تو دردیست که بیمار تو باشم
شیشه می شکند و زندگی می آید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنیست
پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت !
بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه ی خاص تو با کسی !
سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رؤیا هستی !
مـُـسـآفـر کناری ام که پـیـاده شـد
پـنـجـره ای گـیـرم آمـد بـاقی مـسـیـر را گـریـسـتـم . . .
اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی
عشق تو واقعی است
تو با من بازی می کنی من با تو عاشقی
و دیگران را ببین که چگونه محو تماشای این بازی عاشقانه اند
این دلِ بیصاحب مانده
خانهی کُلنگی شدهاست انگار
اجاره نمیرود دیگر!
بیا بکوبیم ، از نو بسازیم
بد بیاری مال وقتیه که بــــد ، بی یــــــاری …
من دلم گرفته
هر چه می روم نمی رسم
رد پای دوست
کوچه باغ عشق
سایبان زندگی کجاست ؟
هرچه من دل می دادم تو دل می بریدی
دل هایمان خوب بـُر خورده بود اگر زیر و رو نمی کشیدی!
من با چشمانی نمور زندگی را به سلیقه چشمانت چیده ام
تو اما هنوز بوی دلتنگی می دهی …
گاهی دلم به اندازه ی یک مجلس ختم می گیرد!
حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند!
چقدر لذت بخش است احوالم این روزها
شده ام شبیه موهایت در بــــــــــــــــــاد …
هرکه مرا میبیند عاشق تو میشود
از چشمهایم به خانهی دلم برو !
تو را خدا نمیخواهد که برگردی
وگرنه آمدن نه بال میخواهد نه کفش و عصای آهنین !
گیسوهات را بگو
دست از سر باد بردارند
دارد به کوه می زند خودش را
هدیه ای که برای تولد من آورده بود یک تابلو بود که با خط درشت رویش نوشته بود :
زندگی پوچ و بی معناست ، در صورتی که او همیشه به من می گفت : تو تموم زندگی منی !
تا دنیا دنیاست بمون کنارم
من هیچ کی رو غیر تو دوست ندارم
تا دنیا دنیاست دل من فداته
اون دلی که عاشقه خنده هاته
یادمه که همیشه میگفتی :
برو من همیشه پشتت هستم
ولی هیچ وقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمی کردم !
اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود
جایی برای خاموش کردن بی حوصلگی ها
شکسته های دلت را به بازار خدا نبر
خدا خود بهای شکسته دلان است
رنگ گل لاله رو لباته
دل در پی توست و چشم براته
من دوست دارم قد یه دنیا
روی سر ما عزیز تو جاته
دلت آیینه ی ایثار عشق است
نگاهت معنی بیدار عشق است
تو در آبادی دل خانه داری
تو را دیدن همان دیدار عشق
خیلی وقتها آدما برای اینکه رو قولشون وایسند
قولشون رو زیر پا میزارند تا بتونند روش وایسند !
آنکه دلی برای دوست داشتن به ما داد
کاش دلی هم برای تحمل دوری ها می داد
غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود و زیر لب با خود می گفت :
جاده ی بیچاره ، تو هیچوقت معنای عشق را نخواهی فهمید ، و جاده در دل خود می گفت :
لعنت به این عشق ، سال هاست که با التماس زیر پای تو افتاده ام
و برای برگشتت جاده شدم ولی تو هرگز نفهمیدی
میگن به کسی اس ام اس بده که راهش دور باشه
من به تو چی بدم که تو قلبمی ؟
ستاره در آسمان نقش زمینه
خودم انگشتر و یارم نگینه
خداوندا نگینم را نگهدار
که یار آخر و اول همینه
میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد
پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد
جای خالیت تو دلم مرگ رو بهونه میکنه
تو نباشی روزگار منو دیوونه میکنه
بر آن سریم کزین قصه دست برداریم
مگر عزیز من ، عشق دست بردار است
کسی بجز خودم ای خوب من چه می داند
که از تو ، از تو بریدن چقدر دشوار است
مخواه مصلحت اندیش و منطقی باشم
نمی شود به خدا ، پای عشق در کار است
هر دیده که عاشق است خوابش ندهید
هر دل که در آتش است آبش ندهید
دل از بر من رمید ، از بهر خدای
گر آید و در زند جوابش ندهید
دیده در هجر تو شرمنده ی احسانم کرد
بس که شب ها گهر اشک بدامانم کرد
ماجرای دل دیوانه بگفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم
ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست !
صدایت برایم از عاشق بودنت می گوید
نگاهت برایم از محبت و دوست داشتن می گوید
اما بودنت گویا بهشت ماست
تو را من چشم در راهم شبان هنگام
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
زندگی نیست به جز عشق ، به جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی
قلب تو هرجا باشد گنج تو هم همان است
پائولو کوئیلیو
به سلام ها دل نمی بندم
از خداحافظی ها غمگین نمی شوم
دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه
خدایا اگر سوزم سزا باشد
اگر دردم دوا باشد
ازین بدتر کجا باشد
که یار از من جدا باشد